سلام....
امروز تولد ۲ سالگی Rock Bottom هست....
اسم این وبلاگ بر گرفته از Rock Bottom بهترین آلبوم Robert Wyatt یکی از بهترین و تاثیرگذارترین خوانندگان راک می باشه...
خیلی خوشحالم که تا حالا تونستم با هر زحمتی که بود ۲ سال این وبلاگ رو سرپا نگه دارم... از همه ی دوستان و اونایی که توی این دو سال به من و این وبلاگ محبت داشتن ممنونم....
امیدوارم که مطالب این وبلاگ برای علاقمندان مفید بوده باشه... به هر حال هدف من در این دو سال آشنا کردن هر چه بیشتر بازدیدکنندگان با موسیقی ارزشی و فاخر غرب بوده و هست... تمام سعی من در این بوده که خواننده ها و گروه های ریشه ای رو در موسیقی به علاقمندان بیشتر معرفی کنم و امکان دانلود آلبوم های اونا رو فراهم کنم...
آمار بازدید وبلاگ هم خودش نشون دهنده ی میزان موفقیت این وبلاگ هست...
امیدوارم سال دیگه این موقع بتونیم تولد سه سالگی Rock Bottom رو جشن بگیریم...
این وبلاگ به دلیل وجود عزیزترینم و به خاطر علاقه و شناخت عجیب او نسبت به موسیقی غرب تاسیس شد و فعالیت خودش رو آغاز کرد... Rock Bottom در واقع هدیه ای از طرف من به او بوده و هست...
امیدوارم وجود این عشق همواره گرما بخش زندگیمون باشه...
در روز تولد Rock Bottom میخوام با کمک گرفتن از مطلب بسیار غنی آقای میراسدالله عزیز باز هم شما دوستان رو با موسیقی راک فاخر بیشتر و بیشتر آشنا کنم....
راك پديده اي اجتماعي است
نويسنده : عليرضا ميراسدالله
پرداختن به پديده اجتماعي راك (گفتم پديده اجتماعي چون اعتقاد دارم كه موسيقي راك بدون در نظر گرفتن بستر پيدايش آن اصلاً وجود ندارد)، كاري نيست كه با تاريخنگاري صرف و يكي دو يادداشت انجام شود. با اين همه وقتي دوست عزيزم بزرگمهر با من تماس گرفت و گفت كه پرونده راك ايراني را در دستور كار خود قرار داده است، تصميم گرفتم مختصري درباره شكلگيري سبكهاي مختلف راك بنويسم. البته تاريخ كامل موسيقي راك در سايتهاي مختلف اينترنتي موجود است و دستيابي به آن بسيار آسان است. با اين همه خواندن اين مختصر خالي از لطف نيست.
راك اندرول ريشه راك
در سادهترين شكل، موسيقي راك، فرمي از موسيقي پاپ يا پاپيولار است كه با گيتار، درام و بيس همراهي ميشود. در بسياري از محصولات راك كيبورد نيز نقش مهمي دارد. درواقع سازهايي مانند پيانو، ارگ و سينتيسايزر.
در موسيقي راك معمولاً وكال حرف اول را ميزند و همه چيز حول محور گيتار (چه از نوع الكترونيك يا آكوستيك) ميچرخد.
اما ريشههاي موسيقي راك به موسيقي راك اندرول برميگردد. سبك مردمپسندي كه در دهه 50 ميلادي حرف اول را ميزد. براي شناخت موسيقي راك نيازمند آگاهيهايي در سبك راك اندرول هستيم.
راك اندرول ريشه در بلوز و كانتري داشت و طبعا متأثر از فرهنگ رايج اين دو سبك بود. ريتمهاي مردمي اين سبك موجب جذب مخاطبان فراوان در آمريكا شد و كمكم در اروپا و ساير نقاط جهان نيز راك اندرول جاي خود را باز كرد.
در سالهاي اول دهه 50 گسترش سريع سبك راك اندرول در آمريكا موجب شد كه موسيقيدانان آفريقايي- آمريكايي از جمله چاك بري، ليتل ريچارد، بو ديدلي و فتز دومينو جذب اين سبك شوند و در نتيجه مخاطبان سياهپوست نيز كه بلوز و جاز را ترجيح ميدادند، كمكم گرايش خود را تغيير دهند.
اين روند در نيمه دهه 50 سرعت يافت و در اواخر اين دهه ديگر جدايي سياه و سفيد از هم ممكن نبود. خوانندگان راك اندرول از هر نژادي كه بودند، مخاطبان مشترك را جذب ميكردند، كه آمريكايي، آفريقايي يا حتي آسيايي و اروپايي بودند.
اين اتفاق درواقع پايهگذار موسيقي راك بود و آنچه در موسيقي راك بيشتر از تكنيك ريشه در راك اندرول دارد، همين زبان مشترك است.
راك اوليه انگليسي
جنبشهاي مختلفي كه در موسيقي جاز در انگلستان رخ داد، باعث شد كه در اواخر دهه 50 گروههاي سياهپوست كه در سبكهاي راك اندرول و بلوز فعاليت ميكردند، راهي اين كشور شوند. ولي بزرگترين اتفاقي كه در عرصه موسيقي در انگلستان رخ داد، ظهور جان لنون و به دنبال او گروه بيتلز در اين كشور بود، كه در اوايل دهه 60 به واسطه همين بكراند رخ داد.

Beatles
به هر حال اولين آهنگ راك اندرول انگليسي متعلق به كليف ريچارد است. اين ترانه با عنوان Move it با سرعت فراوان صداي راك انگليسي را به گوش جهان رساند. در سال 1960 گروه كليف با عنوان The Shadows يكي از مطرحترين گروههاي راك اندرول جهان بود. اما از آنجا كه راكاندرول تقريباً در آن سالها در موسيقي پاپ حل شده بود، گرايشات گروههايي از اين دست عوض شد و بلوز در آثارشان پررنگتر شد.
آلكسيس كُرنر جزو موسيقيداناني بود كه با سبك بلوزي خود تأثير فراواني بر شكلگيري موسيقي راك انگليسي گذاشت.
در سال 1962 تأثير گروههاي انگليسي آنقدر زياد شد كه حتي گروههاي آمريكايي نيز از اين تأثيرات در امان نماندند.
بيتلز اولين گروهي بود كه موفق شد تصويري كاملاً جديد از موسيقي راك اندرول ارائه دهد. اين گروه با شهرتي كه خيلي سريع كسب كرد، گامي بلند در پيشرفت موسيقي راك برداشت. به دنبال اين گروه رولينگ استونز در آمريكا كليد موسيقي راك را زد و با توجه خاصي كه به سبك بلوز داشت، موفق شد شكل راك اندرول را به كلي تغيير دهد.
گروههاي معتبر ديگري از جمله Animals و Yardbirds نيز در اين مسير تأثيرگذار بودند.
در سال 1964 دو گروه معروف Kinks و The Who شكل و فرم جديدي براي موسيقي راك ارائه كردند، كه در نهايت منجر به خلق سبكي در موسيقي راك انگليسي شد كه امروز سايكو دليك راك نام گرفته است.

The Who
گاراج راك انگليسي
گروههاي راك انگليسي عموماً كار خود را در مكانهاي كوچكي آغاز كردند و مخاطبان محلي و اندكي داشتند. آنها به سادهترين شكل ممكن كارهاي خود را ركورد و در تعداد محدود پخش و توزيع ميكردند. اين جنبش بعدها گاراج راك نام گرفت. شايد بتوان گفت كه آلبوم Nuggets كه آثار جمعي از اولين گروههاي گاراجي را در خود جاي داده است، اولين اثر مهم اين سبك است.
راك به عنوان يك جنبش فرهنگي
در اواخر دهه 50 جنبشي در آمريكا آغاز شد كه سرچشمه آن در مخالفت فرهيختگان فرهنگي با ساختن بمب اتم بود. در همين ايام خوانندگان جاز و فولك به خيل مخالفان پيوستند و براي رساندن صداي خود به گوش توده مردم به سبك راك اندرول روي آوردند. در اين ايام سبكي به نام فولك راك نيز شكل گرفت. در واقع هنرمندان موسيقي فولك كه علاقهمندي آنها به سازهاي آكوستيك بسيار زياد است، با فاصله گرفتن از سازهاي سنتي و استفاده بيشتر از گيتار موضع خود را عوض كردند. در اين بين دو نام بيش از هر نامي ميدرخشد؛ يكي ووديگويتر بود و دومي كه كمي ديرتر به اين جنبش پيوست كسي نبود به جز باب ديلن معروف. در انگلستان نيز همه چيز بر همين منوال پيش ميرفت و موسيقي مردمي راك اندرول كمكم جاي خود را به موسيقي اعتراضي راك ميداد. اما اين موسيقي راك جنسش به فولك و بلوز بسيار نزديكتر بود.

Bob Dylan
سايكو دليك راك
سايكو دليك راك از دل موسيقي فولك بيرون آمده است. آغاز اين سبك سال 1964 است. اما از بزرگترين نامهاي اين سبك بايد به جفرسون ايرپلن اشاره كرد. در انگلستان نيز گروه پينك فلويد از سال 1965 شروع به توليد آثاري در سبك سايكودليك كرد. در اين ايام پينك فلويد گروهي زيرزميني بود. اما همزمان گروه ديگري به نام Soft Machine فعاليت گسترده خود را آغاز كرد. رابرت وايات يكي از اعضاي اصلي اين گروه بود.

Soft Machine
در كنار گروههايي از اين جنس، بيتلزها نيز چارهاي نداشتند جز آنكه سبك خود را تغيير دهند و Yellow Submarine اثر همين دوران است.
معادل اين گروهها در آمريكا گروه The Beach Boys بود. اما مهمترين اتفاق در موسيقي سايكودليك با ظهور گروه معروف The Doors رخ داد. در سال 1967 جيم موريسون و گروهش اولين آلبومشان را راهي بازار كردند. در همان سال پينك فلويد نيز اولين آلبومش را ركورد كرد و آهنگ Arnold Layne توجه همگان را جلب كرد. شايد بتوان گفت كه آلبوم The Piper at the Gates of Dawn اثر پينك فلويد مهمترين آلبومي است كه در اين سبك در آن سالها تهيه شد.

Pink Floyd
در سال 1969 اتفاق ديگري رخ داد، با برپايي جشنوارههاي بزرگي مثل Woodstook موسيقي راك جزئي از زندگي روزمره جوانها شد و از تمام قالبهاي پيشين جدا شد.
پروگرسيو راك
گروههاي پروگرسيو، همگي پا را فراتر از محدوده راك گذاشتند و با بهرهگيري از سازهاي مختلف و ساختن ترانههاي غيرمتعارف موفق شدند شكلهاي جديدي را براي موسيقي راك اختراع كنند. گروههايي مثل پينك فلويد، Procol Harum و Golden Earring با استفاده از اركستر و سازهاي غيرمتعارف فرمهاي مختلفي را ارائه كردند، ولي بزرگترين تحول موسيقي پروگرسيو راك توسط گروههايي مثل كينگ كرايمسون، كن، كاروان، كمل، فائوست، گانگ، ماگما، سافت ماشين و يس صورت گرفت.

The Camel
در واقع با گرايش مردم كشور آلمان به موسيقي راك و ورود موسيقيدانان نابغه اين كشور به سبك راك پايههاي تحولي عظيم نه تنها در موسيقي راك بلكه در سير پيشرفت موسيقي معاصر بنا گذاشته شده. موسيقيدانان آوانگارد آلماني با اضافه كردن اصوات الكترونيك و كلاسيك به موسيقي راك، اين شاخه از موسيقي را غنا بخشيدند. موسيقي اكثر گروههاي آلماني چيزي مابين پروگرسيو راك و سايكودليك راك بود. در آغاز دهه 70 راك آلماني كه اصطلاحاً Krautrock گفته ميشد، به جاز نزديك شد. اين ويژگي به خصوص در آثار گروه كن و Popol Vuh ديده ميشد.
در ايتاليا نيز گروههايي شكل گرفت كه در سبك پروگرسيو راك فعاليت ميكردند، از جمله Bancodel Muto و Le Orme.
جالب است بدانيد كه كشور پاكستان يكي از كشورهايي است كه در آنجا همزمان با اروپا مردم به موسيقي راك گرايش پيدا كردند و موسيقيدانان اين كشور در سبك پروگرسيو راك شروع به فعاليت كردند. اما فقط در دهه 90 بود كه اين گروهها كشف شدند و مهمترين آنها اكنون گروه Mizraab است كه در شهر كراچي متولد شده.
هويمتال و پانك راك
اين موج كه به موج دوم معروف است، در دهه 70 در انگلستان به راه افتاد. اولين گروههايي كه در اين سبك شروع به فعاليت كردند، دلبستگي خاصي به سبك بلوز آمريكايي داشتند. از ميان آن گروهها ميتوان به گروههايي شاخص مانند Deep Purple، Led Zeppelin، Black Sabbath و Judas Priest اشاره كرد.

Black Sabbath
پانك راك جنبشي عليه ديسكو بود. ركورد كمپانيهاي بزرگ كه براي فروش محصولات خود در نازل كردن كيفيت آثار راك به هر حربهاي دست ميزدند، ناگهان در مقابل موج عظيمي قرار گرفتند كه توسط گروههاي جوان و سركش به راه افتاده بود. اگر چه اكثر گروههاي اوليه پانك نتوانستند دوام زيادي بياورند، ولي اين جنبش در نهايت منجر به تغيير جهت موسيقي راك و غنيتر شدن آن شد. اكثر فرمهايي كه در دهه 80 براي موسيقي راك خلق شد، به نوعي زاييده جنبش پانك دهه 70 بود.
موج نو
اگر سبك پانك انقلابي در عرصه اجتماعي بود و وجود اجتماعي موسيقي راك را در برميگرفت، موج نو جنبشي دروني براي تغيير دادن فرمهاي رايج موسيقي راك به حساب ميآمد.
اما بين سالهاي 1982 تا 1985 گروههايي مثل Kraftwerk و Gary Numan موج نو را كه با گروههاي خشني همچون Go-Go's و The Cars آغاز شده بود، تلطيف كردند و با سوق دادن آن به سوي رمانتيسمي عامهپسند جاي خود را در دل شبكههايي همچون MTV باز كردند.
پُست پانك
نميتوانيم درباره موسيقي راك بنويسيم ولي از گروههايي مثل U2، The Fall، John Ly Don، Joy Division و ... نام نبريم. اين گروهها موفقترين گروههايي هستند كه با حفظ ريشههاي خود در موسيقي راك اوليه كماكان پيش ميروند و از محبوبيت عامه نيز برخوردارند. درواقع پُست پانك موج ديگري بود كه در كنار موج نو به راه افتاد و حاصل آن گروههايي بود كه ذكر شد.
شنبه 24 آذر1386